ميرزا أحمد الآشتياني
98
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
يكسى حلّتين ، ثمّ يقال له : إقرأ وارق ، فكلّما قرأ آية صعد درجة ، و يكسى أبواه حلّتين إن كانا مؤمنين ، ثمّ يقال لهما هذا لما علّمتماه القرآن . [ الحديث 999 في تكلم القرآن ] و فيه أيضا : ( كتاب فضل القرآن ) في ذيل حديث مفصّل عن سعد الخفاف ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : قلت يا أبا جعفر و هل يتكلّم القرآن ؟ فتبسّم عليه السّلام ثمّ قال : رحم اللّه الضعفاء من شيعتنا ، إنّهم أهل تسليم ثمّ قال : نعم يا سعد ، و الصلاة تتكلّم و لها صورة و خلق تأمر و تنهى ، قال سعد : فتغيّر لذلك لوني و قلت هذا شيء لا أستطيع أتكلّم به في الناس ، فقال أبو جعفر عليه السّلام : و هل الناس إلّا شيعتنا ؟ فمن لم يعرف الصلاة فقد أنكر حقّنا ، ثمّ قال : يا سعد ! اسمعك كلام القرآن ، قال سعد : فقلت بلى صلّى اللّه عليك ، فقال عليه السّلام : إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ، فالنهى كلام و الفحشاء و المنكر رجال و نحن ذكر اللّه و نحن أكبر .
--> بدست چپ او داده شود ، و دو حله ( از لباسهاى بهشتى ) بر او ميپوشانند ، پس به او گفته شود ( قرآن را ) بخوان و بالا برو ، پس هر موقع آيهاى را ميخواند يك درجه بالا ميرود و دو حله بر پدر و مادر او پوشيده مىشود اگر داراى ايمان باشند ، پس به آنها گفته مىشود : اين ( انعامى كه بشما شد ) به جهت آنست كه شما قرآن را به او ياد داديد . ( 1 ) 999 - و نيز در همان كتاب : ( كتاب فضل قرآن ) در ذيل حديث مفصلى از سعد خفاف از حضرت باقر ( ع ) روايت شده كه سعد گفت به آن حضرت عرض كردم : آيا قرآن سخن ميگويد ؟ پس حضرت تبسم نمود و فرمود : خدا رحمت كند ناتوانان ( در برابر مخالفين ) از شيعيان و پيروان ما را ، همانا ايشان نسبت بما تسليم و فرمانبردارند پس فرمود : آرى اى سعد ، نماز سخن ميگويد و از براى آن صورت و اندامى است امر و نهى مىكند ، سعد گفت پس از اين سخن حضرت رنگ من تغيير كرد و عرض كردم اين ( مطلب ) چيزى است كه نميتوانم در ميان مردم در بارهء آن سخنى بگويم ، پس حضرت فرمود : آيا مردمى را كه ميگوئى غير از شيعيان ما هستند ؟ پس كسى كه نماز را ( با تمام خصوصيات و آثارش ) نشناسد همانا حق ما را انكار نموده ، آنگاه فرمود : اى سعد ، سخن گفتن قرآن را به تو بشنوانم ( براى تو بگويم تا بشنوى و بدانى ) سعد گفت پس عرض كردم آرى رحمت خدا بر شما باد ، پس حضرت ( اين آيه را تلاوت ) فرمود : إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ ، پس نهى سخن است و فحشاء و منكر مردانى هستند ( كه خلافت را غصب كردند ) و ما ذكر خدائيم و ما بزرگتر و اشرف مخلوقات هستيم ( جملات آخر حديث تأويل و باطن آيه است ) .